بدینوسیله مطالب چاپ شده از دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی در مجله نگین در سه بخش خدمت شما
تقدیم می گردد.
بدینوسیله مطالب چاپ شده از دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی در مجله نگین در سه بخش خدمت شما
تقدیم می گردد.
ادبيات خط سومی!
اشاره :
در سال 1351 شمسی /1962 ميلادی، كتابی حجيم – بالغ بر نھصد صفحه – به قلم دكتر ناصرالدين صاحب الزمانی ، به نام
«خط سوم» انتشار يافت كه - در عرصه ی
پژوھشھای ادبی ،کم و بيش - به سرعت دوران ساز گرديده است.
«خط سوم» ، تعبيری استنباطی، فراساخته از قصه ای نمادين و بس كوتاه،
از روايتھای نقل شده، از شمس تبريزی (65 =
645 – 580/1247–1184 م ) است، که در شب ھای پرشور سماع او ،ھمراه با
مولانا جلاالدين رومی – صاحب ديوان كبير، و مثنوی معنوی - فرا گفته شده
است. اصل آن روايت نمادين، چنين است:
«... آن خطاط ! ؟
سه گونه، خط نوشتی :
- یکی او خواندي، لاغير.
- یکی را، ھم او خواندی،
هم غیر.
- یکی ، نه او خواندی، نه غير او،
آن، منم. »
تعبير اصطلاح واره ی «خط سوم» ، در اصل متن نقل شده از شمس تبريزي، نيامده است!
ليكن، مؤلف خط سوم، با توجه بر تاكيد صريح عدد سه در جمله ی «آن خطاط ، سه گونه خط نوشتی»، در ضمن دو چنگک - حاكی از افزوده بر اصل متن – نتيجه گرفته است كه پيامد آشكار منطقي و دستوری «آن منم» عبارتست از:
» آن {خط سوم} منم » ،! و به استناد ھمين دريافت، عنوان كتاب خود را، « خط سوم» قرار داده است.
از آن پس، چنانكه انتظار مي رفت، بدون توجه به اين، نام گذاری ويژه،
بركتابي در نقل، شرح، تاويل، تفسير و نقد سخنان، و روزگار شمس تبريزی، اصطلاح «خط
سوم» را، برخی با ذكر ادای امانت به معمار آن، بر آثار خود نھاده اند، وبرخی ديگر
، بدون ذكر دين خود، به اصل كتاب خط سوم، به آثار خود، نام «خط سوم» داده اند.
«خط سوم»_ چه برخي بخواھند، و چه نخواھند _ با بالغ بر 25چاپ، در داخل ايران، و در خارج از
ايران، پيش از انقلا ب، و پس از آن _
امروز، به شمار يكی از اندك نئوكلاسيك ھای ممتاز، در ادبيات فارسی، جلوه گر
شده است .
«خط سوم» نه تنھا، به گونه ی يك
الگوی آركه تايپی، سرمشق پژوھش ھای ادبي، قرار گرفته است، بلكه در شعرو موسيقي
نيز، دوران ساز شده است.
پس از
انتشار خط سوم، شاعر فقيد گرانمايه - شادروان فخرالدين مزارعی ( 55 =
1365 -1310 / 1986-1931 ) – چكامه ی مشھور خط سوم
خود را سروده است كه:
»ندانی كه ار باب معني چه اند؟ :
- بزرگان جان اند و، چون، بچه اند!؟
ز دريای آزادگی، خورده قوت ،
فروخفته فريادشان، در سكوت!
عقاب اند و، بنشستھ بر تيغ كوه،
به معنا؟ : بزرگي!
به صورت؟: شكوه!
بگيرد از ايشان، جھان، جان نو!
كه در اوج كفراند، ز ايمان نو!؟
غريبان خاك اند و ، افلاكی اند !
خدايند و، در ھيئتی خاكی اند!
چو حلاج، زی دار، افراخته!
بيايند و ، ميرند _ نشناخته !
چو زيشان، تھی گشت كاشانه شان!؟
بپيچد در آفاق، افسانه شان!
جھانی! ؟ _ ز مخلوق و ، خالق، گم اند!
عزيز من، ايشان؟!
«خط سوم» اند! ( لوس آنجلس – كاليفرنيا1362/(1983
صورت كامل اين چکامه را، می توان، در بخش واكنش ھا، در كتاب «خط سوم»، مطالعه نمود!
شھرام ناظری – خواننده ی پر آوازه ی ايرانی، با قيد دين خود، به كتاب خط سوم، نام يكی از آلبومھای خود را،«خط سوم»، نھاده است .
خواننده
ديگری نيز نام آلبوم خود را، در امريكا «خط سوم»
گذارده است.
خانم
شكيلا تصنيفی را، به نام «خط سوم» خوانده
است.
نقش آفرينانی نيز، به نام «خط سوم» ، حتی نمايشگاھھا، بپا كرده اند .
رساله
ھای دانشگاھی چندی، در امريكا، و در ايران، با توجه به «خط سوم»، موضوع خود را،
پژوھيده اند .
»خط سوم»، با الگويی تركيبی و گزينشی از روانشناسی، جامعه شناسی
تاريخي معرفت، و تعامل رفتارھای شخصی و اجتماعی و اقتصادی، به كاوش در سخنان شمس
تبريزی ، و سخنان ، و روزگار او پرداخته است
.
رساله
ی كارشناسي ارشد (فوق ليسانس) پژوھشی از بانو زھره ی رمضانی، در دانشگاه يزد، با
بھره وری از الگوی «خط سوم » ، برای نخستين بار، به تحليل شخصيت و آثار يك
سياستمدار و نويسنده ی معاصر- علي دشتی - با مھارتی شايسته ی تقدير، ھمت گماشته
است.
پژوھش بانو رمضانی، به خوبی می تواند، الگويی برای تحليل شخصيت ھای ادبی -
ھنری معاصر قرار گيرد، و بر غنای طومار ادبيات خط سومی ما، بيش از پيش، بيفزايد .
ويراستار
این کتاب را می توانید از لینکهای زیر دانلود کنید
خط سوم
"خط سوم" بازکاوی شجاعانه عرفان کهن ایرانی و بازنمونی خردمندانه از باورهای عرفانی ایرانی - اسلامی با تکیه بر روابط شمس - مولوی است.
این اثر ماندگار - که تا 22 چاپش را برشمردیم - تکرار امانتدارانه ی مکررات دیگران نیست، بلکه نقدی نوین از ساحت مقدس مآبی است که تا کنون در بستر تنها مقدس و انتزاعی خود ، بدون ترسیم بردارهای معطوف به جامعه، تنها واگویه می شد. دکتر صاحب الزمانی، که نفس سنگین شمس را در خلوت تألیف این اثر حس می کرد، به تنها خواست شمس پاسخ گفته و آن رساندن کلام شمس بود به آنان که او می خواست، اگرچه از پس هزار سال.

کتاب خط سوم را می توانید از لینکهای زیر دانلود کنید
اقتصاد بیمار کتاب
اشاره:
عنوانی گویا و رسا، بر متنی محققانه و
کارشناسانه، مبتنی بر تحقیقات میدانی و کتابخانه ای! و این همه در دهه چهل
خورشیدی! آیا " اقتصاد کتاب در ایران " هم اینک، در واپسین ماه های سال
1389 خورشیدی و آغازین روزهای سال 2011 ترسایی، همچنان " بیمار" است؟ و
، ای عجب که؛ پاسخ را هنوز، باید در همان متن جست ؛ که به اصرار مؤلف ، به دلایل
گوناگون( که آشنای همه ی اهالی کتاب در ایران هست) بی هیچ حک و اصلاح و تغییری،
عینا" و طابق النعل بالنعل، اینک به
صورت PDF
، به رایگان، در اختیار شما قرار می گیرد.
نمی دانم باید بر ذهن وقاد و پیشبین مؤلف آن
آفرین بگویم و از این که چنین دانشمند جامعه-روانشناس بزرگی در میان ما زندگی می
کند به خود ببالم یا از مؤلفه های سهم و صعب و صلبی که وضع کتابخوانی را به این
صورت درآورده و این وضع نامتناسب با شأن ایرانی را ، سوگمندانه، طوری "
پایدار" هم نگه داشته که هیچ راه برونشدی هم بر آن متصور نیست، بهراسم و
نگران فرزندان امروز و مصادر فردای امور مملکتی باشم که احقر اقلام و اخس اجناس
نزد آنان، " کتاب " است، که خود؛ مریض است و اقتصادش؛ بیمار و
پدیدآورندگانش؛ اعم از نویسنده و مترجم و ناشر و کتابفروش، نزار و لاغر!
شهروندانی ، که روزگارانی جهانوندان
امپراتوریی بودند که خود پدید آورده بودند، و هر گاه دشمنانشان قصد بنیانهایشان را
می کردند، نخست، به کتابخانه هایشان ، می زدند، اینک چنان در ارزش و دربایست کتاب
و کتابخوانی ، به تردید، فرودرماندند که اولین پاسخ هر خریدار- وقتی بهای کتاب را
می شنود- این است: " اوه چقدر گران است" !
کتاب " اقتصاد بیمار کتاب " ، همچون
بسیاری دیگر از آثار نویسنده، که هر یک آغازگر آسیب شناسی موضوعی است مبتلابه، مقدمه لازمی است برای هر اهل تحقیقی که بخواهد در
این زمینه، به جد و وجد، نه رفع تکلیفی بودجه مند، تحقیق کند. و ای عجب، که هنوز، پرسش ها همان است و پاسخ ها هم همان!
و منصفانه باید اقرار کرد که متن، اعتبار
علمی و تحقیقی خود را ، کماکان، حفظ نموده است.
گذشته از تعداد
شمارگان و بهای کتاب و مسائل تولید و توزیع و خرید و فروخت کتاب، که تمامی جوانبش مطمح نظر تیزبین نویسنده قرار گرفته،
نکاتی را نویسنده، - حسب مقتضیات زمانه؛ به تصریح یا تلویح - به خواننده منتقل می کند که فی الواقع بررسی
آسیب شناختی ی کتب فروخته شده و در دسترس خواننده است!
کتابی که در دسترس
خواننده قرار می گیرد تأثیراتی به ژرفای تاریخ و پهنای جغرافیای این مملکت به بار
می آورد. چه کسی نگران این (سوء) تأثیرات است؟ زمانی که کتاب های انتشارات " فرانکلین" ، "اداره
انتشارات سفارت شوروی"، انجمن دوستی ایران و ...هزاران کتاب لوکس و زیباظاهر
و متناسب کتابخانه های چوب گردو، که اغلب به عنوان هدیه و جایزه و ...به جوانان
ایرانی داده می شد، مؤلف در چرایی این موش گرفتن های در راه ی خدا تردید روا داشته
و اینگونه تردیدها را منتقل کرده است. پیشنهادهایی ارائه کرده بوده که اگر دو، از
ده ها، اجرا می شد، اینک نه اقتصاد کتاب، بلکه حتی جایگاه زبان فارسی نیز، در
دنیا، و میان زبانهای دیگر، بهبود می یافت.
پیشنهاد و تشویق تألیف انواع فرهنگنامه ها و
دایرةالمعارف ها و کتب مرجع، هنوز در خاطره گیرندگان آن پیشنهادها، به دریغ، محفوظ
مانده است. از جمله آن پیشنهادها، که تعدیل کننده ی اثرات ترجمه کتب اروپایی و آمریکایی به زبان
فارسی بود، پیشنهاد ترجمه آثار ایرانی و اسلامی از زبان فارسی به زبانهای اروپایی
بود. نویسنده طرح کامل پیشنهاد خود را با شرح جزئیات و حتی برآورد مالی ارائه کرده
بوده، که اگر اجرا می شد، آثار مبارکی برای شناساندن فرهنگ ایرانی- اسلامی ، به طور صحیح و علمی ، به بار می آورد. اما افسوس که بسیاری از ما در مشاهده نتایج فرهنگی، که کاری است به تدریج و کندآهنگ
و بطئی، شتابی انقلابی و مخرب داریم !
بعضی اشکالات فنی در متن کتاب مشاهده می شود
که ناشی از حروفچینی سنتی و امکانات چاپ در دهه چهل بوده و نویسنده ، به دلایل فوق
الذکر، مایل به دست بردن در متن و شکل کتاب چاپ شده نبوده است.
مطالعه این کتاب را ،
خصوصا به جوانان ایرانی، توصیه می کنم، تا بدانند که چرا و چگونه اقتصاد کتاب در
کشورشان بیمار است و چه نسخه هایی را طبیبان دلسوز برای این بیماری مزمن، تجویز
کرده اند.
ویراستار
تهران - دی / 1389

کتاب اقتصاد بیمار کتاب را می توانید از لینکهای زیر دانلود کنید:
انتشار افكار نيچه بين جوانان و نسلهاي دوم و سوم انقلاب!
اشاره:
علل رویکرد جوانان ایرانی به نیچه، منبعث از شناخت خود نیچه نیست، بلکه، کلیشههای عامه فهمی که از نیچه – با مقاصد گوناگون – ساخته و پرداخته شده، در این قضیه انگیزه بوده است. یکی از مسائل جوانان ایرانی ، هم اینک ، فلسفه و تفلسف است و به تبع آن شناخت فیلسوفان! مع الاسف همان تابوهایی که مسبب حذف – یا حداقل تکفیر و تبعید – فلسفه شده، مانع از بررسی و تحلیل – و حداقل بازنمون- مسئله ی حاضر نیز می شود. علوم انسانی، در فضایی پر از تابو و اسطوره و دستور و خطوط قرمز گوناگون، چه راهی – جز به مدح و توجیه و تکمیل و تمجید و بزک – دارد؟
این فسردگی و سکون و سکوت و یخ زدگی و جمود اندیشهورزی، تا بدانجا ارکان اصلی تحرک اندیشه را نشانه رفته که باعث شده است تأسیس کرسی های آزاداندیشی در دانشگاههای کشور مورد درخواست سران سیاسی و علمی و عقلی ، قرار گیرد. خطر، عظیم است. انقلاب مشروطیت و سیر حوادث پس از آن، تا به امروز، ثابت کرده است که نسخه های غربی {وضع شده برای درمان آلام جوامع غربی و نیز برآمده از همان جوامع} عموما ، درمانگر هیچ یک از معضلات مبتلابه مملکت ما نیست. روشنفکران ما می باید نخست برای خود حق آزاداندیشی قائل شوند، و پس از آن ، به مسئولیتهای برآمده از این حق، گردن نهند، و از بهای آن نیندیشند. تنها در این میدان نسخه های درمانگر واقعی برای هر آنچه علت عقب ماندگی می دانیم پیدا خواهد شد. جمع آوری پاسخ های یک پرسش میدانی در اجتماعاتی که جوانان ما، به پاس نیچه و امثالهم بر پا می دارند، می تواند اثبات نماید که غایت شناخت آنان از نیچه همان کلیشههای ساختهی دیگران است، نه حتی برداشتهای -ولو غلط - شخصی.
کتابی که اینک بصورت PDF در اين تارگاه در دسترس علاقه مندان قرار مي گيرد خود از زبان نويسندگان مقالات آنان مؤيد همين نگرش ويراستار است. ما هيچ مخالفتي با مطالعهی غرب نداريم. اما غربزدگي را نيز چاره ی كار نميدانيم. و اصولا معتقد نيستيم كه از ناخن پا تا موي سر بايد فرنگي شد! نيچه، ماركس، فرويد، كانت، ولتر، منتسكيو،...همهي اين انديشمندان در بستر غرب رشد كردهاند و باليدهاند و اگر نسخه اي ارائه داده اند براي چارهسازي معضلات جامعه خودشان بوده است، نه جامعهی ما. مرزبندي بين آنها و ما، عليرغم شعار فريبندهی همه جهاني شدن/بودن، و جهانوندي و يكسانسازي و همبودگي و همزيستي و ...بايد حفظ شود. غرب، هنوز ثروتهايي را كه از شرق سياسي، چاپيده پس نداده،درخواست آشتي و مسالمت دارد و براي تحقق اين آشتي، گذشته ي ما را مانع مي بيند. تاريخ و جغرافياي هر شرقي، مانعي است بر سر راه اين آشتي! آشتياي كه يك بار ديگر دستاوردهاي دستبردگونه ی آنان را تأييد كنيم و بپذيريم كه هر آنچه در جنگ قديم بردند نوش جانشان باد! خير!
جوانان ما هوشيارتر از آنند كه به بهانهی چيزبرگر، ديزي سنگي خود را دور بريزند! صلح پايدار و همزيستي مسالمت آميز ابدي، زماني محقق خواهد شد كه غرب، به موضع برابر برگردد و با حفظ احترام متقابل، به آيندهی مشترك بپردازد، وگرنه آتش هاي زير خاكستر تاريخ اجازه نخواهد داد اين آشتي دراز پايد.
اين كتاب سعي دارد نيچه را بهتر بشناساند. ليكن از ميان مقالات، تنها مقاله ي دكتر ناصرالدين صاحب الزماني- اين دانشمند مستقل و دردآشناي فرهنگ ايران زمين- بدور از هياهوهاي مسلط و بي اعتنا به تابوهاي جعلي برساخته ي آناني كه براي جوانان ما آشهاي پرروغن آماده تجويز مي كنند؛ از نيچه، بسان هر الگوي تقليد پذير ديگر، تقدسزدايي كرده و نشان مي دهد كه چگونه نيچه نيز، مانند ماركس و فرويد، پس از آنكه براي توجيه و تبيين واقعيت خودانديشيده، به مجاز و استعاره و نیز تمثیل، متوسل شده، راه بازگشت را گم كرده و دنياي مجازي ذهني خود را، تنها دنياي واقعي پنداشته ، بدليل گمشدگي در واديهاي مجازي، هيچگاه نتوانسته اند به خود و پيروانشان بگويند كه در سراب مجاز، ره گم كرده اند. مجاز ماركس، باعث هفتاد و چهار سال ( 1991- 1917 ) جنايات رژيمهاي مستبد مطلقه ی كمونيستي گرديده و تنها پس از كشتار دهها ميليون انسان، اين سراب مجازي فروريخت و چهره ی واقعي خود را به فريب خوردگان خویش نشان داد. ليكن چه حيف و چه دريغ از اين همه خون به ناحق ريخته و از اين همه توان پرپرشده!
دكتر صاحبالزماني، كه خود در غرب ، نخست در آلمان، تحصيل كرده و زبان آلماني کم و بیش بمثابه زبان دومش بشمار مي رود، با درك عميقي كه از آلام جامعهی ما دارد به آثار نيچه و ديگر نامبردگان در اين نوشته مراجعه نموده و به فراستي كه مختص تجارب و ذهن وقاد و نقاد اوست، دريافت كه چگونه يك پيشوند زبان آلماني (ـ ueber= ـ Abar = ابر فارسي، مثل ابرمرد، ابرقدرت...) با اين هر سه متفكر بزرگ قرون اخير بازي كرده و آنان را در چنبره ی يك مجاز اسیر نگه داشته است.
اين مقاله، به تمام اطراف فرضيه هاي اين سه انديشمند نمي پردازد. دكتر صاحب الزماني، خود، هميشه از تك سبب بيني پرهيز داده است و از آسانسازي و تقليل دريافتهاي ديگران – آنطور كه مطابق فهم عامه گردد- بازداشته است. وی در اين مقاله، فقط به يك اشتباه ، يك غفلت، يك بي توجهي، كه اين سه غول انديشه قرون اخير مشتركا در آن فرودرغلتيدهاند، اشاره كرده و نشان داده است كه اشتباهات غولها چطور مي تواند تاثیرات بدخیم غولآسا داشته باشد.
تفكر اساطیری ما و هر قومي كه سرنوشت و سرگذشت شبیه ما را داشته، هنوز در جوانان ما شوق يافتن رهبر و پيشوا را برافروخته داشته است. اين اشتياق به نيچه، ماركس...يا هر كس ديگر، كه حتي از برشمردن يك اشتباه آنان برمي آشوبد، مجال تفكر مستقل و يافتن راه چاره را از جوانان ما گرفته و آنان را همچنان، با گریز از قبول مسئولیت، منتظر و چشم انتظار منجي نگه داشته است ، که همه ی کارها را، یک اشاره، و یا یک سخن او، انجام دهد. در صورتیکه
" ليس للانسان الا ما سعي"!

کتاب در شناخت نیچه را می توانید از لینکهای زیر دانلود کنید
ادبیات ، هنر در کلام است. " ادبیات امید " - کتابی که اینک به قالب pdf در اختیار شماست - پاسخی است که دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی ، پدر اسپرانتو در ایران، به این پرسش ، در سال 1356 / 1977 داده است که: " آیا به اسپرانتو هم می توان آثار ادبی آفرید؟" و " آیا اسپرانتو در میدان ادب نیز می تواند گوی سبقت برباید؟"
کتاب حاضر، پاسخی رسا، به این گونه پرسش ها است؛ و امیدواریی به شاعران و ادیبان که؛ در این زبان، هرآن چه را بخواهند از ما فی الضمیر به زبان توانند آورد و به همان سهولت، مخاطبان نیز خواهند فهمید و حس هنری نهفته در آن را، درک خواهند کرد.
در این کتاب، غرض، تنها ارائه فهرستی از تاریخ ادبیات اسپرانتو نیست، بلکه تأییدی تخصصی و تأمل برانگیز است، بر این دقیقه که؛ در اسپرانتو بهتر از هر زبان دیگری می توان به ادبیات - هنر در کلام - پرداخت، زیرا، توان فرونهفته ای که در ساختار زبان اسپرانتو هست ، آن را برای آفرینش و ترجمه ی هر ژانر ادبی، در جهان، مستعد می سازد.
" ادبیات امید" فقط دریچه ای است به این گستره ی نامتناهی. و اینکه بدانیم برای نخستین بار است که ، می توانیم، از ادبیات واقعا جهانی - از ادبیات جهانوند - سخن بگوییم. از سال 1356 / 1977 تاکنون، این افق ، بمراتب گسترده تر شده است. هزاران اثر جدید، در این زبان، ترجمه و تألیف شده، که خود، درخور تألیف دیگری است و هنوز جای آن خالی است. با ستایش همت دوستانی که برای جمع آوری و معرفی نمونه های حاضر متقبل زحمات فراوان شده اند ،به امید روزی که این مهم نیز گزارده آید.

کتاب ادبیات امید را می توانید از لینکهای زیر دانلود کنید:
